جهان بر سر یک دوراهی خطرناک قرار گرفته است. در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، آماده میشودــ دیداری که قطعا ایران محور اصلی آن خواهد بودــ یک الزام اخلاقی برای رهبران غربی وجود دارد که تهران را نه با فرمولهای دیپلماتیک تکراری یا دور تازهای از مذاکرات، بلکه با راهبردی مواجه کنند که برای تسریع سقوط رژیمی به نام جمهوری اسلامی طراحی شده باشد؛ رژیمی که بارها نشان داده است شایسته تعامل نیست.
جمهوری اسلامی همواره با توسل به مذاکرات زمان خریده و در همان حال هم به کشتار مردم خود اقدام کرده و هم بیثباتی و ترور را به سراسر خاورمیانه تحمیل کرده است. ماه گذشته نیز رژیم مستبد حاکم بر ایران بار دیگر، با کشتاری بیسابقه به مخالفتها پاسخ داد.
آمارها نشان میدهد تعداد کشتهها به دهها هزار نفر میرسد و دهها هزار تن نیز مجروح یا بازداشت شدهاند. این ارقام حتی در تاریخچه گسترده سرکوب جمهوری اسلامی هم بیسابقهاند. در جنبش قبلی به نام «زن، زندگی، آزادی» که پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد آغاز شد، صدها نفر کشته و هزاران نفر دیگر زخمی یا بازداشت شدند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ایرانیان سالها است خشونت سازمانیافته، قتلها و کشتارها، شکنجه، دستگیریهای گسترده و اعدامها را تجربه و تحمل کردهاند، اما سرکوب مرگبار اخیر معترضان بسیار بزرگتر و وحشیانهتر بود و هزاران مرگ تاییدشده، همه در بحبوحه قطعی اینترنت، نشان میدهد که چه فاجعهای در ایران رخ داده است. این اقدامهای نشانه تلاش برای اصلاح نیستند، بلکه نشاندهنده رژیمیاند که برای بقا میجنگد و حاضر است برای حفظ قدرت، مردم خود را هم قتلعام کند.
جمهوری اسلامی در حالی که در داخل ایران مردم را به قتل میرساند، در خارج نیز بیثباتی ایجاد و تروریسم را تشویق و ترویج میکند. سپاه پاسداران و شبهنظامیان متحد آن کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن را بیثبات و با حمایت از شبکههای تروریستی نیابتی، خاورمیانه را ناامن کردهاند.
علاوه بر اینها میبینیم که جاهطلبیهای هستهای رژیم حاکم بر ایرانــ که دههها مذاکره هم مانع آن نشدــ همچنان تهدیدی جدی برای غرب است.
این موضوعها فقط جنبه ژئوپلیتیکی ندارند و با امنیت و مسئولیت اخلاقی نیز گره خوردهاند.
از نظر تاریخی، تعامل غرب با جمهوری اسلامی ایران بین مماشات و فشار محتاطانه در نوسان بوده است. توافق هستهای دوران اوباما جمهوری اسلامی را موقتا محدود کرد، اما به نقض حقوق بشر یا فعالیتهای منطقهای بیثباتکننده آن نپرداخت. دولتهای بعدی هم میان سیاست تحریم و مذاکره در رفتوآمد بودند، اما ماهیت بنیادین حکومت ایران تغییری نکرد و این حکومت همچنان ماهیتی سرکوبگر و خودکامه و توسعهطلب دارد.
در چنین شرایطی، درخواست نتانیاهو از ترامپ نهفقط در چارچوب بازدارندگی راهبردی، بلکه از منظر مسئولیت اخلاقی نیز باید ارزیابی شود: حکومتی که علیه مردم خود خشونت به کار میبرد، نمیتواند در مذاکرات مرتبط با برنامه هستهای، امنیت منطقهای یا نظم بینالمللی طرف قابلاعتمادی باشد. نتانیاهو باید این پیام را کاملا شفاف به ترامپ و جهان برساند که کافی نیست که جمهوری اسلامی را به «بازگشت به میز مذاکره» ترغیب کنیم، زیرا میلیونها نفر پیش از این با فدا کردن جان خود تلاش کردهاند که این رژیم از بین برود نه اینکه با آن مماشات یا مذاکره شود.
این به معنای دعوت به یک ماجراجویی نظامی کنترلنشده نیست، بلکه به معنای بازنگری در سیاست غرب بر اساس ارزشهایی است که ادعا میکند از آنها دفاع میکند. آمریکا نفوذ اقتصادی، دیپلماتیک و در صورت لزوم، نظامی بینظیری دارد که در سایه آنها میتواند حکومتهایی را که حقوق بشر و امنیت جهانی را تضعیف میکنند، به چالش بکشد. در این شرایط، نباید اجازه داده شود حاکمان ایران بار دیگر از مذاکرات بهعنوان پوششی برای سرکوب استفاده کنند.
نتانیاهو مدتها است که خواستار مقابله مستقیم با تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران است. غرب هم میتواند و باید، فراتر از گفتگو عمل کند. از جمله از طریق تحریمهای شدیدتر علیه ساختارهای امنیتی حکومت، حمایت از جامعه مدنی مستقل ایران و دسترسی به ارتباطات، ارجاع نقض حقوق بشر به مراجع حقوقی بینالمللی و در صورت لزوم اعمال فشار هماهنگ برای محدود کردن توان تهران در آسیب رساندن به همسایگان یا حتی مردم خود.
در سفر به واشنگتن، نتانیاهو و ترامپ این فرصت را دارند که نهتنها موضعگیری کنند، بلکه نقش رهبری ایفا کنند و این رهبری هم باید با حمایت قاطع از خواست مردم ایران برای آزادی و عدالت تعریف شود، نه با دور دیگری از مذاکراتی که به بقای استبداد کمک میکند.
باید پذیرفت واقعیتی که بارها تجربهشده، این است که خشونت رژیم حاکم بر ایران امری انتزاعی و دور از دسترس نیست؛ بلکه یک فاجعه انسانی و امنیتی است که نیاز به اقدام دارد، نه مذاکرات بیشتر که برای قاتلان زمان میخرد تا قتل عام و سرکوب بعدی را برنامهریزی کنند.
برگرفته از اورشلیم پست

